it takes two to tango
/ɪt teɪks tuː tə ˈtæŋɡoʊ/
یک دست صدا ندارد؛ هر دو طرف مقصرند
عجله کردن؛ زودتر از موعد اقدام کردن
To act before the right time.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Don't jump the gun — wait for the official results.
عجله نکن؛ منتظر نتایج رسمی بمان.
The newspaper jumped the gun and printed the wrong winner.
روزنامه عجله کرد و برندهی اشتباه را چاپ کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای هشدار دربارهی اقدام زودهنگام.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
jump on the gun
jump the gun
این اصطلاح به حرف اضافه نیاز ندارد.