clocked it
/klɑːkt ɪt/
فهمیدم؛ شناختمش
از ذهنم بیرون نمیرود
Said about something you keep thinking about involuntarily.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
That song has been living rent-free in my head all week.
تمام هفته آن آهنگ از ذهنم بیرون نرفته.
His comment is living rent-free in my head.
حرفش از ذهنم بیرون نمیرود.
Why do you keep humming that ad? — It's living rent-free in my head.
چرا مدام اون تبلیغ رو زمزمه میکنی؟ — از ذهنم بیرون نمیره.
گفتوگوی دوستانهThat embarrassing moment from 2015 still lives rent-free in my head.
اون لحظهٔ خجالتآور سال ۲۰۱۵ هنوز از ذهنم بیرون نرفته.
خاطرهگوییچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
تصویرش مستأجری است که اجاره نمیدهد ولی از خانه (ذهن) بیرون نمیرود. در دههٔ ۲۰۱۰ در اینترنت رایج شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای فکری که مدام برمیگردد، اغلب شوخ.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
living rent free on my head
living rent-free in my head
حرف اضافهٔ این اصطلاح in است.