no cap
/ˌnoʊ ˈkæp/
جدی میگم؛ بدون اغراق؛ بدون دروغ
یهجورایی؛ یواشکی؛ نه خیلی جدی (برای بیان احساسی که نمیخواهی زیاد بزرگش کنی)
Slightly or secretly; used to soften a statement or admit something you don't want to make a big deal of.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I lowkey want to skip the party tonight.
یهجورایی دلم میخواد امشب مهمونی رو بپیچونم.
She's lowkey the best player on the team.
راستش، بیسروصدا بهترین بازیکن تیمه.
Lowkey, I'm kind of nervous about the exam.
راستش، یهکم برای امتحان استرس دارم.
پیام به دوستAre you excited about the trip? — Lowkey, yeah. I've already packed.
برای سفر هیجان داری؟ — راستش آره. چمدونم رو هم بستم.
گفتوگوی دوستانهThis cheap phone is lowkey better than my old one.
این گوشی ارزون یهجورایی از گوشی قبلیم بهتره.
نظر دادنچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
از صفت low-key آمده که در اصل اصطلاح موسیقی و نورپردازی است: «کلید پایین»، یعنی صدای آرام و نور ملایم. از همین معنای «بیسروصدا»، در دههٔ ۲۰۱۰ قید عامیانهٔ lowkey ساخته شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در پیامها و صحبت جوانها، وقتی میخواهید احساسی را بیان کنید اما با ملایمت. متضادش highkey یعنی «کاملاً و آشکارا».
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
ظرافتهای معنایی و زبان طبیعی native
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I'm lowkey. (meaning: I'm a bit shy)
I'm lowkey shy.
بهصورت قید قبل از صفت یا فعل میآید.
The results were lowkey disappointing. (in an essay)
The results were somewhat disappointing.
کاملاً اسلنگ است؛ در نوشتار رسمی somewhat / slightly.