پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

make a killing

/meɪk ə ˈkɪlɪŋ/MAYK uh KIL-ing

پول کلانی به جیب زدن

تعریف انگلیسی

To make a lot of money quickly.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. They made a killing selling umbrellas during the festival.

    با فروش چتر در جشنواره پول کلانی به جیب زدند.

  2. Investors made a killing on the stock.

    سرمایه‌گذارها روی آن سهام پول هنگفتی درآوردند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای سود بزرگ و سریع، معمولاً از فرصت خاص.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • make a kill

    make a killing

    اسم این اصطلاح killing است.