پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

make ends meet

/ˌmeɪk ˌendz ˈmiːt/MAYK ENDZ MEET

دخل‌وخرج را جور کردن؛ به‌زحمت از پس هزینه‌ها برآمدن

تعریف انگلیسی

To have just enough money to pay for the things you need.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. With rent this high, many families struggle to make ends meet.

    با این اجاره‌های بالا، خیلی از خانواده‌ها به‌زحمت دخل‌وخرجشان را جور می‌کنند.

  2. He took a second job to make ends meet.

    برای جور کردن دخل‌وخرج، شغل دومی گرفت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

درباره‌ی فشار مالی و زندگی با درآمد کم؛ در اخبار و گفت‌وگو.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • make the ends meet

    make ends meet

    بدون the.