make progress
/ˌmeɪk ˈprɑːɡres/
پیشرفت کردن
پول پسانداز کردن؛ در هزینه صرفهجویی کردن
To keep money for later or spend less of it.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I'm saving money for a new laptop.
برای یک لپتاپ جدید پول پسانداز میکنم.
Cooking at home can save you money.
آشپزی در خانه میتواند در هزینههایت صرفهجویی کند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای پسانداز یا کمکردن هزینه؛ بافت مشخص میکند کدام معناست.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I'm saving money to a trip.
I'm saving money for a trip.
پیش از اسم هدف از for استفاده کنید؛ to باید پیش از فعل بیاید.