it slaps
/ɪt slæps/
حسابی میچسبد
Mediocre; not bad but definitely not good.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The food was honestly kind of mid.
غذا راستش یکجورهایی معمولی بود.
Everyone hyped that film, but it's mid.
همه برای آن فیلم هیاهو کردند، ولی متوسط است.
How was the new superhero movie? — Mid. Great effects, boring story.
فیلم ابرقهرمانی جدید چطور بود؟ — معمولی. جلوههای ویژه عالی، داستان خستهکننده.
گفتوگوی دوستانهThe hype was huge, but the burger was pretty mid.
سروصدا خیلی زیاد بود، ولی برگره خیلی معمولی بود.
نقد رستورانچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
mid یعنی «وسط»: چیزی که نه خوب است و نه بد، درست وسط. در انگلیسی آفریقاییتبار آمریکا قدیمیتر بود و در دههٔ ۲۰۲۰ با اینترنت فراگیر شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
نقد کوتاه و بیاحساس یک چیز.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
very mid film
a mid film
این صفت معمولاً تشدید نمیشود.