sound
/saʊnd/
آدمحسابی؛ قابلاعتماد
Excellent.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
That jacket is mint.
آن کت حرف ندارد.
We had a mint time.
خیلی خوش گذشت.
How was the concert? — Mint! Best night ever.
کنسرت چطور بود؟ — محشر! بهترین شب عمرم.
گفتوگوی دوستانه؛ شمال انگلستانHe's selling his old console in mint condition.
کنسول قدیمیش رو در حد نو میفروشه.
in mint condition: در حد نوچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
mint یعنی «ضرابخانه»؛ سکهٔ in mint condition تازه از ضرابخانه آمده و نو است. از همین معنای «بینقص»، در شمال انگلستان mint یعنی «عالی».
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
تحسین کوتاه، بیشتر در شمال انگلستان.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
very mint jacket
a mint jacket
این صفت معمولاً تشدید نمیشود.
mint
بیشتر در شمال انگلستان شنیده میشود.