اصطلاحB2
in hand
/ɪn hænd/
تحت کنترل؛ در دست
خنثی#کار و شغل
Working at a particular time, especially in a job like nursing or policing.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Two nurses are on duty tonight.
امشب دو پرستار کشیکاند.
The guard on duty let us in.
نگهبانی که سر خدمت بود راهمان داد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای کسانی که شیفت دارند.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
in duty
on duty
حرف اضافهٔ این اصطلاح on است.