put out
/pʊt aʊt/
خاموش کردن (آتش)؛ به زحمت انداختن
وصل کردن تلفن؛ کسی را از سختی گذراندن
To connect a phone call, or to make someone experience something hard.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Could you put me through to the manager?
میشود مرا به مدیر وصل کنید؟
Their parents put them through college.
پدر و مادرشان هزینهی دانشگاهشان را دادند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در تماس تلفنی و بافت خانوادگی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
put me through with the manager
put me through to the manager
برای وصل کردن تماس از to استفاده میشود.