پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

spice things up

/spaɪs θɪŋz ʌp/SPYSS THINGZ UP

به چیزی تنوع و هیجان دادن

تعریف انگلیسی

To make something more interesting or exciting.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Let's spice things up with a surprise trip.

    بیا با یک سفر غافلگیرانه به زندگی هیجان بدهیم.

  2. The new host really spiced up the show.

    مجری جدید واقعاً برنامه را جذاب‌تر کرد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تنوع دادن به روتین یا برنامه.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • spice up things

    spice things up

    در این ساختار ضمیر یا اسم کوتاه معمولاً بین spice و up می‌آید.