the icing on the cake
/ði ˈaɪsɪŋ ɑːn ðə keɪk/
حسن ختام؛ چیزی که یک اتفاق خوب را بهتر میکند
به چیزی تنوع و هیجان دادن
To make something more interesting or exciting.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Let's spice things up with a surprise trip.
بیا با یک سفر غافلگیرانه به زندگی هیجان بدهیم.
The new host really spiced up the show.
مجری جدید واقعاً برنامه را جذابتر کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تنوع دادن به روتین یا برنامه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
spice up things
spice things up
در این ساختار ضمیر یا اسم کوتاه معمولاً بین spice و up میآید.