پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیرایج

TBF

/tə biː ˈfer/tuh bee FAIR

انصافاً

تعریف انگلیسی

To be fair: introduces a point that balances or excuses what was just said.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The food was slow, but tbf it was really busy.

    غذا دیر اومد، ولی انصافاً خیلی شلوغ بود.

  2. Tbf, he did warn us.

    انصافاً خودش بهمون هشدار داده بود.

  3. He's always late! — Tbf, he lives really far away.

    همیشه دیر می‌کنه! — انصافاً خیلی دور زندگی می‌کنه.

    چت با دوست
  4. Tbf, the old version was slower.

    انصافاً نسخهٔ قبلی کندتر بود.

    بحث در کامنت‌ها

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

مخفف to be fair است؛ خود عبارت در گفتار بریتانیایی بسیار رایج است و مخففش در توییتر دههٔ ۲۰۱۰ جا افتاد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای منصف بودن یا دفاع از کسی بعد از یک انتقاد.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • To be fairly

    To be fair

    شکل درست، صفت fair است، نه قید fairly.