Fair point.
/fer pɔɪnt/
حرف حسابی است
منم دقیقاً همین فکر را میکردم
Saying you had the same idea.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We should leave earlier. — That's what I was thinking.
باید زودتر راه بیفتیم. — منم دقیقاً همین فکر را میکردم.
That's exactly what I was thinking.
دقیقاً همین فکر را میکردم.
Let's order Chinese tonight. — That's what I was thinking!
امشب غذای چینی سفارش بدهیم. — من هم دقیقاً همین فکر را میکردم!
گفتوگوی خانوادگیHe seems tired. — That's what I was thinking. Maybe we should let him rest.
خسته به نظر میرسد. — من هم همین فکر را میکردم. شاید باید بگذاریم استراحت کند.
نگرانی مشترکموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای نشان دادن همفکری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
That's what I am thinking before
That's what I was thinking.
این عبارت با گذشتهٔ استمراری میآید.