پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیرایج

the bare minimum

/ðə ber ˈmɪnəməm/thuh BAIR MIN-uh-mum

حداقلِ ممکن

تعریف انگلیسی

The least that is acceptable, and nothing more.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He does the bare minimum at work.

    سر کار فقط حداقل کار را انجام می‌دهد.

  2. Replying to a message is the bare minimum.

    جواب دادن به یک پیام حداقل کار ممکن است.

  3. He said "thanks" after I cooked all day. — That's the bare minimum.

    بعد از اینکه کل روز آشپزی کردم فقط گفت «مرسی». — این که حداقلشه.

    گفت‌وگوی دوستانه
  4. Saying sorry is the bare minimum after you break something.

    عذرخواهی بعد از اینکه چیزی رو شکستی حداقل کاریه که باید بکنی.

    نصیحت

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

bare یعنی «لخت و بی‌پوشش»؛ the bare minimum حداقلِ خالص است، بدون هیچ چیز اضافه. در اینترنت بیشتر برای انتقاد از کسی به کار می‌رود که فقط کمترین کار را می‌کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

اغلب با لحن انتقادی.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • the bare minimal

    the bare minimum

    اسم درست minimum است.