cooked
/kʊkt/
کارش تمام است
To focus completely and get serious about something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Two weeks to the exam — time to lock in.
دو هفته تا امتحان؛ وقتش است تمرکز کنیم.
He locked in and finished the whole report.
تمرکز کرد و کل گزارش را تمام کرد.
Are you coming out tonight? — Can't. It's finals week, I'm locked in.
امشب میای بیرون؟ — نمیتونم. هفتهٔ امتحاناته، تمرکزم کامله.
گفتوگوی دوستانهOkay team, phones away — it's time to lock in.
خب بچهها، گوشیها کنار؛ وقت تمرکز کامله.
قبل از کار گروهیچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
lock in یعنی «قفل شدن»؛ کسی که lock in میکند انگار درِ حواسپرتیها را قفل کرده است. در فضای ورزش و بازیهای آنلاین دههٔ ۲۰۲۰ رایج شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای شروع یک دورهٔ تمرکز جدی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
lock in to the exam
lock in for the exam
برای هدف از for استفاده میشود.