at a crossroads
/ət ə ˈkrɔːsroʊdz/
سر دوراهی
آخر خط
The point where something can go no further.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
After three failed attempts, it was the end of the road.
بعد از سه تلاش ناموفق، دیگر آخر خط بود.
This is the end of the road for the old factory.
این آخر خط کارخانهٔ قدیمی است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای پایان اجباری یک پروژه یا رابطه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
the end of road
the end of the road
road با the میآید.