turn into
/tɜːrn ˈɪntuː/
تبدیل شدن به
To switch off, or to make someone lose interest.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Turn off the lights when you leave.
وقتی میروی چراغها را خاموش کن.
His arrogance really turns people off.
غرورش واقعاً مردم را دلزده میکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای دستگاهها یا احساس.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
turn off it
turn it off
ضمیر بین turn و off قرار میگیرد.