پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

turn on

/tɜːrn ɑːn/TURN ON

روشن کردن

تعریف انگلیسی

To switch on.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Turn on the heating; it's freezing.

    بخاری را روشن کن؛ هوا یخ است.

  2. The lights turn on automatically at dusk.

    چراغ‌ها هنگام غروب خودکار روشن می‌شوند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای دستگاه‌ها.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • turn on it

    turn it on

    ضمیر بین turn و on قرار می‌گیرد.