put the brakes on
/pʊt ðə breɪks ɑːn/
ترمز کشیدن؛ متوقف کردن
Someone unwanted with a couple or a close pair.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
They're so close that I feel like a third wheel.
آنقدر صمیمیاند که حس میکنم نفر اضافهام.
I don't want to be a third wheel tonight.
امشب نمیخواهم نفر اضافه باشم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در موقعیتهای دوستانه و عاشقانه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
the third wheel person
a third wheel
با a اسم مفرد میآید.