bite the dust
/baɪt ðə dʌst/
شکست خوردن؛ از بین رفتن
خالی کردن خشم یا انرژی
To release strong feelings by doing something active.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I go running to blow off steam after work.
بعد از کار میدوم تا خودم را خالی کنم.
The kids need to blow off some steam in the park.
بچهها باید در پارک انرژیشان را تخلیه کنند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تخلیهی هیجان یا استرس.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
blow up steam
blow off steam
حرف اضافهی این اصطلاح off است.
let off steam
در بریتانیا let off steam رایجتر است.