under the weather
/ˌʌndər ðə ˈweðər/
ناخوش؛ کمی مریض یا بیحال
سرما خوردن
To become ill with a cold.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Wear a coat or you'll catch a cold.
کت بپوش وگرنه سرما میخوری.
I caught a cold from my son.
از پسرم سرما خوردم.
She's caught a bad cold and can't come in today.
او سرمای بدی خورده و امروز نمیتواند بیاید.
پیام به همکارموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
پرکاربردترین راه بیان سرماخوردگی. فعل catch برای بیماریهای واگیر به کار میرود (catch the flu, catch COVID).
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take a cold
catch a cold
فعل take در اینجا نادرست است.
I caught cold.
I caught a cold.
در انگلیسی امروزی حرف تعریف a لازم است.