پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطغیررسمی

under the weather

/ˌʌndər ðə ˈweðər/UK /ˌʌndə ðə ˈweðə/UN-dur thuh WETH-ur

ناخوش؛ کمی مریض یا بی‌حال

تعریف انگلیسی

Slightly ill or not feeling well; lacking energy.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I'm feeling a bit under the weather today, so I'll work from home.

    امروز یه‌کم ناخوشم، پس از خانه کار می‌کنم.

    پیام به همکار
  2. He's been under the weather since the weekend.

    از آخر هفته تا حالا حالش خوب نیست.

  3. You look a little under the weather — maybe you should get some rest.

    به نظر کمی ناخوش می‌آیی؛ شاید بهتر است کمی استراحت کنی.

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

از دریانوردی می‌آید: مسافر بیمار را زیر عرشه و دور از باد و موج می‌بردند تا حالش بهتر شود.

نزدیک‌ترین معادل فارسی

«دمغ و ناخوش»

معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسی‌زبان همین را می‌گوید.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای بیان بیماری خفیف (سرماخوردگی، خستگی، بی‌حالی) به شکلی ملایم و مؤدبانه. برای بیماری‌های جدی استفاده نمی‌شود.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • I am under weather.

    I am under the weather.

    the حذف نمی‌شود.

  • He's under the weather; he has pneumonia.

    He's seriously ill; he has pneumonia.

    این اصطلاح فقط برای ناخوشی خفیف است، نه بیماری جدی.

بریتانیایی یا آمریکایی؟

British

I'm feeling a bit poorly.

American

I'm feeling a bit sick.

خود اصطلاح در هر دو رایج است. در بریتانیا poorly هم معادل رایجی است (I'm feeling poorly)؛ این کاربرد poorly در آمریکا رایج نیست.