take a risk
/ˌteɪk ə ˈrɪsk/
ریسک کردن؛ خطر کردن
خیلی گران تمام شدن؛ پول هنگفتی بابت چیزی دادن
To be extremely expensive.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
That designer bag cost an arm and a leg.
آن کیف مارکدار خیلی گران تمام شد.
Renting in the city centre costs an arm and a leg these days.
اجاره در مرکز شهر این روزها پول هنگفتی میخواهد.
I'd love a new laptop, but it'll cost me an arm and a leg.
خیلی دلم یک لپتاپ جدید میخواهد، ولی برایم خیلی گران درمیآید.
چرا این عبارت این معنی را میدهد؟
توضیح رایج به نقاشی پرتره اشاره دارد که هرچه اعضای بیشتری از بدن کشیده میشد گرانتر تمام میشد؛ در هر حال تصویرش بهای سنگین است.
«کلی آب خوردن؛ مثل خون دل»
معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسیزبان همین را میگوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای شکایت یا تعجب از قیمت بالای چیزی در گفتوگوی روزمره. کاملاً طبیعی و رایج است اما در نوشتار رسمی به کار نمیرود.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
cost an arm and leg
cost an arm and a leg
هر دو اسم حرف تعریف a/an دارند.
It costs arms and legs.
It costs an arm and a leg.
همیشه مفرد است.
It cost a bomb.
It cost a fortune.
خود اصطلاح در هر دو رایج است؛ cost a bomb فقط بریتانیایی است.