make a decision
/ˌmeɪk ə dɪˈsɪʒn/
تصمیم گرفتن
To do something even though it might have a bad result.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Sometimes you have to take a risk to succeed.
گاهی برای موفقیت باید ریسک کنی.
The company took a big risk by entering a new market.
شرکت با ورود به بازار جدید ریسک بزرگی کرد.
کسبوکارI'm not willing to take that risk.
حاضر نیستم این ریسک را بپذیرم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در تصمیمهای شخصی، کسبوکار و سرمایهگذاری. take the risk of doing something = خطرِ انجام کاری را پذیرفتن.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
make a risk
take a risk
فعل take است.
take risk
take a risk / take risks
حرف تعریف a لازم است، یا شکل جمع.