cut to the chase
/kʌt tə ðə tʃeɪs/
برو سر اصل مطلب
زیاد امیدوار نباش؛ منتظر نمان
Don't expect something to happen soon.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He said he'd pay me back, but I'm not holding my breath.
گفت پولم را پس میدهد، ولی زیاد امیدوار نیستم.
They promised a fix next week — don't hold your breath.
قول دادند هفتهی بعد درستش کنند؛ زیاد منتظر نمان.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای بدبینی شوخ نسبت به وعدهها.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
don't hold your breathe
don't hold your breath
اسم درست breath است.