don't hold your breath
/doʊnt hoʊld jʊr breθ/
زیاد امیدوار نباش؛ منتظر نمان
گفتنش آسان است، انجامش سخت
Something is harder to do than to talk about.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Just relax? That's easier said than done.
فقط آرام باش؟ گفتنش راحت است.
Saving money is easier said than done on this salary.
با این حقوق، پسانداز گفتنش آسان است و انجامش سخت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
واکنش به توصیهای که اجرایش سخت است.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
easier say than done
easier said than done
شکل درست با said است.