پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

easier said than done

/ˈiːziər sed ðən dʌn/EE-zee-er SED thun DUN

گفتنش آسان است، انجامش سخت

تعریف انگلیسی

Something is harder to do than to talk about.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Just relax? That's easier said than done.

    فقط آرام باش؟ گفتنش راحت است.

  2. Saving money is easier said than done on this salary.

    با این حقوق، پس‌انداز گفتنش آسان است و انجامش سخت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

واکنش به توصیه‌ای که اجرایش سخت است.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • easier say than done

    easier said than done

    شکل درست با said است.