easier said than done
/ˈiːziər sed ðən dʌn/
گفتنش آسان است، انجامش سخت
گاهگاهی
Occasionally; sometimes.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We still go hiking every now and then.
هنوز گاهگاهی کوه میرویم.
Every now and then I treat myself to a nice dinner.
هر از گاهی یک شام خوب به خودم میدهم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تکرار نامنظم.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
every now and again then
every now and then
شکل ثابت اصطلاح now and then است.