پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطخنثی

once in a while

/wʌns ɪn ə waɪl/WUNSS in uh WYL

هرازگاهی

تعریف انگلیسی

Sometimes, but not often.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I eat fast food once in a while.

    هرازگاهی فست‌فود می‌خورم.

  2. It's nice to get away from the city once in a while.

    خوب است هرازگاهی از شهر دور شوی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای کاری که گاهی، با فاصله، انجام می‌شود.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • one in a while

    once in a while

    کلمهٔ اول once است، نه one.