اصطلاحA2
as usual
/əz ˈjuːʒuəl/
طبق معمول
خنثی#زمان#زندگی روزمره
Sometimes, but not often.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I eat fast food once in a while.
هرازگاهی فستفود میخورم.
It's nice to get away from the city once in a while.
خوب است هرازگاهی از شهر دور شوی.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای کاری که گاهی، با فاصله، انجام میشود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
one in a while
once in a while
کلمهٔ اول once است، نه one.