feel blue
/fiːl bluː/
دلگرفته بودن
پکر و دمغ
Feeling sad and without energy.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He's been down in the dumps since he lost his job.
از وقتی کارش را از دست داده پکر است.
A walk by the sea always helps when I'm down in the dumps.
وقتی دمغم، قدم زدن کنار دریا همیشه کمک میکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای غم و بیحوصلگی معمولی، نه افسردگی بالینی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
down in the dump
down in the dumps
در این اصطلاح dumps جمع است.