پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

feel blue

/fiːl bluː/FEEL BLOO

دل‌گرفته بودن

تعریف انگلیسی

To feel sad.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I've been feeling a bit blue lately.

    این روزها کمی دلم گرفته است.

  2. Rainy Sundays always make me feel blue.

    یکشنبه‌های بارانی همیشه دلم را می‌گیرند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای غم ملایم و گذرا.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • feel in blue

    feel blue

    این اصطلاح به حرف اضافه نیاز ندارد.