پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنA2· مقدماتیخنثی

get a job

/ˌɡet ə ˈdʒɑːb/UK /ˌɡet ə ˈdʒɒb/GET uh JOB

شغل پیدا کردن؛ استخدام شدن

تعریف انگلیسی

To be hired for work.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. She got a job at a design agency.

    او در یک آژانس طراحی استخدام شد.

  2. It's hard to get a job without experience.

    بدون تجربه پیدا کردن کار سخت است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

کار و استخدام.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
A2مقدماتی

گفت‌وگوهای ساده و موقعیت‌های آشنا

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • find a work

    find a job / find work

    work غیرقابل‌شمارش است.