a strong candidate
/ə strɔːŋ ˈkændɪdət/
گزینهٔ قوی
شغلی را به دست آوردن
To succeed in getting a job, especially a good one.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She landed a job at a design studio.
در یک استودیوی طراحی شغلی گرفت.
He landed the job after three interviews.
بعد از سه مصاحبه آن شغل را گرفت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی گرفتن شغل موفقیتی حساب میشود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
land on a job
land a job
این فعل مستقیماً مفعول میگیرد.