Help yourself
/ˌhelp jʊrˈself/
خودت بردار / از خودت پذیرایی کن
بفرما / راحت باش / شروع کن
Used to give permission or tell someone to start.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Can I use your charger? — Sure, go ahead.
میتوانم شارژرت را استفاده کنم؟ — حتماً، بفرما.
Go ahead and start without me.
بدون من شروع کنید.
Do you mind if I open the window? — Go ahead.
اشکالی ندارد پنجره را باز کنم؟ — بفرما.
اجازه دادنThe boss gave us the go-ahead to start the project.
رئیس به ما چراغ سبز داد که پروژه را شروع کنیم.
شکل اسمی: the go-aheadموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
اجازه دادن یا اجازهی شروع.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
Go head.
Go ahead.
ahead، نه head.