deal with
/ˈdiːl wɪð/
رسیدگی کردن به؛ کنار آمدن با؛ سر و کار داشتن با
الان انجامش میدم / حواسم هست
Used to say you are dealing with a task right away.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Can you send the client the invoice? — I'm on it.
میشود فاکتور را برای مشتری بفرستی؟ — الان انجامش میدهم.
Don't worry about the bug, I'm on it.
نگران باگ نباش، دارم رویش کار میکنم.
The client needs the updated file by five. — I'm on it.
مشتری تا ساعت پنج فایل بهروز را لازم دارد. — الان انجامش میدهم.
چت کاریSomeone needs to book the restaurant. — I'm on it!
یکی باید رستوران را رزرو کند. — با من!
برنامهریزی جمعیموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
پاسخ سریع و مطمئن به درخواست کاری.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I'm in it.
I'm on it.
on ثابت است.