salty
/ˈsɔːlti/
دلخور و بدعنق (بهخاطر یک چیز کوچک)؛ ناراحت و کمی حسود
Irritable because you are hungry.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Let's eat before he gets hangry.
قبل از اینکه از گرسنگی بدخلق شود، غذا بخوریم.
Sorry I snapped — I was hangry.
ببخشید تند حرف زدم؛ از گرسنگی بدخلق بودم.
Why are you so grumpy? — I'm hangry. I skipped lunch.
چرا اینقدر بدخلقی؟ — از گرسنگی عصبیم. ناهار نخوردم.
گفتوگوی دوستانهPack snacks for the road trip — the kids get hangry fast.
برای سفر جادهای خوراکی بردار؛ بچهها زود از گرسنگی بدخلق میشن.
آماده شدن برای سفرچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
ترکیب hungry (گرسنه) و angry (عصبانی) است. این کلمه از چند دهه پیش دیده میشد ولی در دههٔ ۲۰۱۰ فراگیر شد و در ۲۰۱۸ به دیکشنری آکسفورد راه یافت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
شوخی دربارهی خودتان یا نزدیکان.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
hungry-angry
hangry
یک کلمهی ترکیبی است.