at once
/ət wʌns/
فوراً؛ همزمان
Very quickly; in a very short time.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
With this app, you'll be speaking Spanish in no time.
با این اپ، در یک چشم به هم زدن اسپانیایی حرف میزنی.
The kids finished the pizza in no time.
بچهها در یک چشم به هم زدن پیتزا را تمام کردند.
چرا این عبارت این معنی را میدهد؟
«در یک چشم به هم زدن»
معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسیزبان همین را میگوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای کاری که از انتظار سریعتر انجام میشود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
in no times
in no time
time در این اصطلاح مفرد است.