پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

in over your head

/ɪn ˈoʊvər jʊr hed/in OH-ver yer HED

درگیر کاری فراتر از توان خود

تعریف انگلیسی

Involved in something too difficult for you to handle.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He took the job and quickly realized he was in over his head.

    کار را قبول کرد و زود فهمید از توانش خارج است.

  2. Ask for help before you get in over your head.

    قبل از اینکه کار از توانت خارج شود کمک بخواه.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای موقعیتی که فرد از پس آن برنمی‌آید.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • over my head in

    in over my head

    ترتیب کلمات ثابت است: in over your head.