in private
/ɪn ˈpraɪvət/
خصوصی؛ دور از دیگران
Without success; without any result.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We tried in vain to stop the fire.
بیهوده تلاش کردیم آتش را خاموش کنیم.
All that work wasn't in vain.
آن همه کار بینتیجه نبود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تلاشی که به نتیجه نرسید؛ کمی ادبی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
in vein
in vain
املای درست vain است؛ vein یعنی رگ.