پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

in vain

/ɪn veɪn/in VAYN

بیهوده؛ بی‌نتیجه

تعریف انگلیسی

Without success; without any result.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We tried in vain to stop the fire.

    بیهوده تلاش کردیم آتش را خاموش کنیم.

  2. All that work wasn't in vain.

    آن همه کار بی‌نتیجه نبود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تلاشی که به نتیجه نرسید؛ کمی ادبی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • in vein

    in vain

    املای درست vain است؛ vein یعنی رگ.