پرش به محتوای اصلی
آکادمیک و کاریB2· بالاتر از متوسطخنثی

play a key role

/pleɪ ə kiː roʊl/play uh kee rohl

نقش کلیدی داشتن

تعریف انگلیسی

To have an important part in making something happen.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Teachers play a key role in children's development.

    معلم‌ها در رشد کودکان نقش کلیدی دارند.

  2. Trust played a key role in the deal.

    اعتماد در آن توافق نقش کلیدی داشت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای توضیح اهمیت یک فرد یا عامل در نتیجهٔ کار.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • Trust played a key role to reaching an agreement.

    Trust played a key role in reaching an agreement.

    این ترکیب با in ادامه پیدا می‌کند.