curiosity killed the cat
/ˌkjʊriˈɑːsəti kɪld ðə kæt/
فضولی کار دست آدم میدهد
خیلی بیقرار و عصبی
Very nervous and unable to stay still.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He was like a cat on a hot tin roof before the results came out.
قبل از اعلام نتایج مثل مرغ سرکنده بود.
Sit down — you're like a cat on a hot tin roof.
بنشین؛ عین مرغ سرکندهای.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای بیقراری شدید از سر اضطراب.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
like a cat on the hot roof
like a cat on a hot tin roof
شکل کامل اصطلاح شامل hot tin roof است.
like a cat on hot bricks
در بریتانیا اغلب like a cat on hot bricks گفته میشود.