when your ship comes in
/wen jʊr ʃɪp kʌmz ɪn/
وقتی بختت باز شود
To cause a noticeable disturbance or attract attention.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Her first album made waves in the industry.
آلبوم اولش در صنعت موسیقی سروصدا کرد.
He doesn't want to make waves in his first week.
نمیخواهد هفتهٔ اولش جنجال به پا کند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
هم مثبت (سروصدای خوب) و هم منفی (دردسر).
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
make a wave in the industry
make waves in the industry
در این اصطلاح waves جمع میآید.