پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطخنثی

on and on

/ɑːn ən ɑːn/ON un ON

یکریز؛ بی‌وقفه

تعریف انگلیسی

Continuously, for a long time, often in a boring way.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He went on and on about his new car.

    یکریز از ماشین جدیدش حرف زد.

  2. The meeting dragged on and on.

    جلسه همین‌طور کش آمد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

وقتی کسی بی‌وقفه حرف می‌زند یا چیزی خسته‌کننده ادامه پیدا می‌کند.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • go on and on of his car

    go on and on about his car

    بعد از آن about می‌آید.