over and over
/ˈoʊvər ən ˈoʊvər/
بارها و بارها؛ پشت سر هم
Continuously, for a long time, often in a boring way.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He went on and on about his new car.
یکریز از ماشین جدیدش حرف زد.
The meeting dragged on and on.
جلسه همینطور کش آمد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی کسی بیوقفه حرف میزند یا چیزی خستهکننده ادامه پیدا میکند.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
go on and on of his car
go on and on about his car
بعد از آن about میآید.