run through
/rʌn θruː/
مرور سریع کردن؛ تمرین کردن
روزهای منتهی به
The period just before an important event.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
In the run-up to the election, prices were frozen.
در روزهای منتهی به انتخابات قیمتها ثابت نگه داشته شد.
Shops are busy in the run-up to New Year.
در روزهای پیش از سال نو مغازهها شلوغاند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در اخبار و برنامهریزی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
in the run up of the election
in the run-up to the election
بعد از run-up حرف اضافهی to میآید.