پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطغیررسمی

wrap your head around

/ˌræp jʊr ˈhed əˌraʊnd/RAP yur HED uh-ROWND

چیزی پیچیده را درک کردن؛ توی کله فرو رفتن

تعریف انگلیسی

To manage to understand something complicated or surprising.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I can't wrap my head around this new tax system.

    نمی‌توانم از این سیستم مالیاتی جدید سر دربیاورم.

  2. It took me a while to wrap my head around the news.

    کمی طول کشید تا خبر را هضم کنم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

معمولاً منفی: وقتی چیزی برایتان قابل درک نیست.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • wrap my head about

    wrap my head around

    حرف اضافه around است.