kick off
/kɪk ɔːf/
شروع کردن؛ آغاز شدن
کار را شروع کردن؛ کلید زدن
To start something happening.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Let's get the ball rolling with introductions.
بیایید با معرفی خودمان کار را شروع کنیم.
A small deposit will get the ball rolling.
یک پیشپرداخت کوچک کار را کلید میزند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در آغاز جلسه، پروژه یا فرایند.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
get the ball roll
get the ball rolling
rolling با -ing.