پرش به محتوای اصلی
آکادمیک و کاریB2· بالاتر از متوسطخنثی

kick off

/kɪk ɔːf/kik awf

شروع کردن؛ آغاز شدن

تعریف انگلیسی

To start an event, activity, or project.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Let's kick off the meeting with a quick update.

    بیایید جلسه را با یک گزارش کوتاه شروع کنیم.

  2. The festival kicks off on Friday.

    جشنواره جمعه شروع می‌شود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در شروع جلسه، رویداد یا پروژه؛ لحنی نسبتاً محاوره‌ای دارد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • Let's kick of the meeting.

    Let's kick off the meeting.

    جزء فعلی off دو حرف f دارد.