hold on
/ˌhoʊld ˈɑːn/
صبر کردن (کوتاه)؛ محکم گرفتن
یک لحظه صبر کن
Used to ask someone to wait briefly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Hold on a second, I'll get a pen.
یک لحظه صبر کن، یک خودکار بیاورم.
Hold on a second — did you say Tuesday or Thursday?
یک لحظه؛ گفتی سهشنبه یا پنجشنبه؟
Hold on a second — I think I left the stove on.
یک لحظه صبر کن؛ فکر کنم گاز را روشن گذاشتم.
لحظهٔ بیرون رفتن از خانهCan you hold on a second? Someone's at the door.
میشود یک لحظه گوشی را نگه داری؟ یکی دم در است.
پشت تلفنموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
تلفن، گفتوگو، و برای قطع کردن مؤدبانهی صحبت.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
Hold on one second please. (to a customer)
One moment, please.
برای مشتری، شکل رسمیتر مناسبتر است.