پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطخنثی

in the meantime

/ɪn ðə ˈmiːntaɪm/in thuh MEEN-tym

در این فاصله

تعریف انگلیسی

During the time before something happens.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The doctor will be here soon. In the meantime, try to rest.

    دکتر به‌زودی می‌آید. در این فاصله سعی کن استراحت کنی.

  2. My new phone arrives next week; in the meantime I'm using my old one.

    گوشی جدیدم هفتهٔ بعد می‌رسد؛ در این فاصله از گوشی قدیمی‌ام استفاده می‌کنم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای کاری که تا رسیدن یک اتفاق انجام می‌دهی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • in the mean time

    in the meantime

    meantime سرهم نوشته می‌شود.