on all fours
/ɑːn ɔːl fɔːrz/
چهاردستوپا
دو دوتا چهارتا کردن؛ نتیجه گرفتن
To work out the truth from what you know.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
When I saw them leave together, I put two and two together.
وقتی دیدم با هم رفتند، دو دوتا چهارتا کردم.
It didn't take long to put two and two together.
خیلی طول نکشید که نتیجه بگیرم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای استنتاج از شواهد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
put two and two
put two and two together
این اصطلاح با together تمام میشود.