second nature
/ˈsekənd ˈneɪtʃər/
عادت طبیعی؛ ملکهی ذهن
با فکر بیشتر؛ حالا که فکرش را میکنم
Said when you change your mind after thinking again.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
On second thought, let's take the train instead.
حالا که فکرش را میکنم، بیا با قطار برویم.
I was going to call, but on second thought I sent an email.
میخواستم زنگ بزنم، ولی بعد تصمیم گرفتم ایمیل بفرستم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تغییر نظر در لحظه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
in second thought
on second thought
حرف اضافهی این اصطلاح on است.
on second thoughts
در بریتانیا thoughts جمع گفته میشود.